کانون آموزش مراحل موفقیت

آیا علاقه دارید زندگی خود را متحول کنید؟
۱٥ تیر ۱۳٩٢ ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست دانیال روشن کردار | ( نظرات )


با استفاده از روش NLP

1. زندگی و هر مسئله کوچکی را آنقدر جدی تلقی نکنید، هر چند وقت یک بار زندگی را شوخی بگیرید و با سرزندگی و سبکبالی با رخدادها برخورد کنید و بینید که روز شما چقدر زیبا و شادی آفرین خواهد بود .

2. از رنج نهراسید ، شادی را جایگزین غم کنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید . شما به دنیا نیامده اید تا فضایی را اشغال کنید .

3. دامنه توقعات و انتظارات خود را کوتاه و کوتاه تر کنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.

4. در تمام مراحل زندگی مسئولیت کامل اعمالتان را برعهده بگیرید . ازاین که دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید دست بردارید.

5. نگران نباشید که مردم درباره شما چه فکر می کنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فکر نمی کنند.




6. هنگامی آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید کرد که بدانید کار درست را انجام می دهید، صرف نظر از این که به چه قیمتی تمام می شود.

7. مردم گفته های شما را فراموش می کنند . آنها فقط به آنچه انجام می دهید توجه دارند.

8. آرامش فکری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه ریزی کنید.

9. از همین امروز تصمیم بگیرید که یا از موقعیت هایی که باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می شود دوری کنید و یا آنها را حل و فصل نمایید.

10. زندگی شما بازتاب افکارتان است. اگر افکارتان را تغییر دهید، زندگی تان متحول می شود.

11. تمام کسانی را که تاکنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده اند ، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها کنید.

12. کنترل کامل پیام هایی را که به ذهن خودآگاه خود راه می دهید در دست بگیرید.

13. وقایع ، تعیین کننده احساسات شما نیست ؛ بلکه واکنش شما نسبت به وقایع است که احساسات شما را شکل می دهد.

14. هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید کرد.

15. هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

16. بهترین عبارات برای حل یک اختلاف این است: " شاید من اشتباه می کنم". اغلب هم همین طور است ، این را باور کنید.

17. عادت قدر شناسی را در خود تقویت کنید. در زندگی شکرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی که دارید باشید.

18. عمر کوتاه تر از آن است که حتی لحظه ای از آن را برای انجام کاری که دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف کنید.

19. حداقل همان قدر که برای کارتان تلاش می کنید برای رشد شخصیت تان نیز تلاش کنید.

قانون1: بیائید ذهنمان را سرشار از فکر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد.

قانون 2: بیائید حتی با دشمنان حتیٌ الامکان درگیر نشویم ، زیرا این کار بیشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نیرو می گیرد.بیائید حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.

قانون 3: الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی، انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح فقط در یک روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یک نفر از او تشکر کرد.

ب- یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشکر از دیگران نیست، بلکه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت.

د- یادمان باشد که سپاسگزاری را باید همچون بذری کاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شکرگزاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.

قانون4: همیشه چیزهایی را که باید شکرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشکلاتتان را.

قانون 5: از دیگران تقلید کورکورانه نکنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی.

قانون 6: وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.

قانون 7: با اندکی شاد کردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیکی می کنید به خود نیکی کرده اید.

1- هدف ها به انگیزه ای قوی نیازدارند و انگیزه های قوی نیز زمانی ظهور می کند که ارزش آن هدف کاملاً مشخص شده باشد.

2- به خاطر داشته باشید هر کسی ، هر موضوعی ، اعتقاد  وایده ای ، هر پدیده ای ، هر شیئ یک ارزش و قیمت مخصوص به خود دارد.

برای تحقق هر موضوعی باید بهای آن را پرداخت و فقط افرادی می توانند منظم و دقیق و هوشیار حرکت کنند که ارزشهای زندگی خود را مشخص کرده باشد.

3-سلسله مراتب ارزشهایی را که با آن زندگی می کنید کشف کنید و یادداشت نمایید .

4- هفته ای یکبار به لیست سلسله مراتب ارزش های خود مراجعه نمایید.

5- در مسیر دو راهیها یا چند راهی های زندگی خود ، به لیست سلسله مراتب ارزشهای خود مراجعه کنید و ببینید که چه چیزی را حاضرید به بهای چه چیزی از دست بدهید.

6- به خاطر داشته باشید هر چیزی را بدست می آورید در مقابلش چیزی را از دست می دهد.

انسانهای عاقل کسانی هستند که ارزش چیزهایی را که بدست می آورند بالاتر یا حداقل هم اندازه چیزی باشد که از دست می دهند.

7- اگر چیزی را از دست دادید بگونه ای موضع بگیرید که بتوانید چیزی پر قدرت تر از آن بدست بیاورید (با تکنیک های تفکر مثبت ، این عمل امکانپذیر خواهد شد).

8- ارزشهای زندگی شما بر اساس باورهایتان شکل می گیرد . سعی کنید باورهایتان را جدی بگیرید.

9- باورهای خود را شناسایی و لیست کنید .

10- بهترین راه برای تقویت باور و تثبیت آن ، عمل است.

11- عقیده ای که عمیق در ذهن بنشیند چاره ای جز تحقق ندارد .

12- با توجه به اینکه مغز بین تجربه ای خیالی وتجربه ای واقعی تمیز نمی دهد ، اگر راجع به یک موضوعی به باور برسید، مغزتان اعتراض نمی کند و بی چون و چرا آن باور را می پذیرد به همین خاطر بعضی ها که باورهای غلط دارند با همان زندگی می کنند و سماجت خاصی در حفظ آن نشان می دهند.

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.

2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره‌ی آرامش است، با زور نمی‌توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می‌برند.

4- وقتی احساس می‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آن‌ها را پاک کنید.

5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می‌شود.

6- آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ای که هستند، زندگی می‌کنند و لذت می‌برند.

7- از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌کنید.

8- هر چه اکسیژن بیش‌تری به شما برسد، آرام‌تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9- مهم نیست که با شما مودبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مودبانه‌ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام‌تر کنید، طولی نمی‌کشد که آرام خواهید شد. گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.

11- با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید که با صدای بلند صحبت کند؟

12- با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.

13- راحتی، یکی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و کفش راحت.

هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

در آوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبی کمک می‌کند.

فشردن یک توپ کوچک، تنش‌های عصبی‌ای را که در انگشتان و دست‌های شما متمرکز شده‌اند، خالی می‌کند.

لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌شود.

14- لحظه‌های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آن‌ها عکس و فیلم بگیرید، سپس بیش‌تر وقت‌ها آن‌ها را به یاد آورید و درباره‌شان فکر کنید و لذت ببرید.

15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می‌شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نکنید. (پیشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشای ماهی‌ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می‌کند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا می‌کنند و آرام تنفس می‌کنند.

16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فکری و احساس آرامش خواهد شد.

17- برای تأثیر بیش‌تر و رسیدن به آرامش، در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.

18- تمرین کنید که آرام‌تر از حد معمول صحبت کنید، این کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم می‌کند و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فکرتان را از بسیاری مسایل پاک کنید.

19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده‌اید، آنگاه می‌توانید بگویید، الا بذکر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتاده‌اید، اکنون آشتی است. داشتن یک تکیه‌گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می‌شود.

20- احساسات و مشکلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیش‌تری احساس کنید.

21- یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسایل کوچک است، دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.

22- شاد کردن دیگران، موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یک کارتن خواب هدیه دهید. قدردانی کنید. دیگران را برای لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف که وظیفه نیست.

23- اگر می‌دانستید که : «سیگار کشیدن + ورزش نکردن = استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌کشیدید و ورزش کردن را به تعویق نمی‌انداختید. در مورد این دو موضوع باز هم مطالبی خواهیم داشت.

دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند .
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید .
هرگز لبخند را ترک نکن ‚ حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب. وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.
به چیزی که گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی.
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری .

به کمک این پنج مرحله می توانید در شرایط بحرانی ،

بهتر بیندیشید ، مشکلات را حل کنید و تصمیم بگیرید.

اکثر مردم هنگام مواجهه با مشکل یا مسئله ای پیچیده دچار نگرانی و اضطراب می شوند. در حالی که در چنین مواقعی، مسئله را باید شناخت و به بررسی حقایق پرداخت و در نهایت تصمیم گرفت. این مقاله به شما نشان خواهد داد که چگونه به جای ناراحت و نگران شدن، توانایی ها وافکار خود را به جهتی سوق دهید که بتوانید بهترین تصمیم ها را بگیرید. برای دستیابی به چنین توانایی از مراحل ذیل پیروی کنید:

1- مسئله را تشخیص دهید و به طور واضح شناسایی کنید:

اولین وظیفه شما این است که تشخیص دهید مسئله ای وجود دارد. برخی از مشکلات، بزرگ و بسیار بدیهی هستند و برخی دیگر ساده اما مستمر و آزاره دهنده. برای این که بتوان راه حلی برای چنین مشکلاتی پیدا کرد، ابتدا باید مسئله را دقیقاً مشخص و معین کرد.

2- اطلاعات جمع آوری کنید: سعی کنید که مسئله را بیشتر و بهتر بشناسید.

به دنبال علل و راه حل های احتمالی باشید. در این راه، ممکن است مجبور شوید اطلاعات زیادی را از جنبه های مختلف جمع آوری کرده و به بررسی آنها بپردازید.

دلایل و شواهد را ارزیابی کنید.

سعی کنید برای سؤالات زیر، جواب های دقیق و صحیح پیدا کنید. منشاء اطلاعات جمع آوری شده کجاست؟ آیا این اطلاعات نقطه نظرات متنوعی را بیان می کند؟ چه گرایش هایی را از هر منبع اطلاعاتی می توان انتظارداشت؟ تا چه حد، اطلاعات به دقت و درستی جمع آوری شده اند؟ اطلاعات مزبور، واقعیات هستند یاعقیده شخصی؟

4- راه حل ها و احتمالات را بررسی کنید.

از دلایل و شواهد جمع آوری شده، نتیجه گیری کنید و راه حلی را ارائه دهید. سپس، نقاط ضعف و قوت هر راه حل را ارزیابی کنید. ارزش ها، امتیازها و پیامدهای هر راه حلی چیست؟ موانع و مشکلات کدامند؟ چگونه می توان آنها را رفع کرد؟ مهمتراز همه، چه راه حلی مشکل شما و یا سازمانتان را حل می کند؟ اینجاست که خلاقیت شما اهمیت بسیاری دارد.

5- بهترین راه حل را انتخاب کنید و آن را به مرحله عمل در آورید.

یکی از بهترین راه حل ها را انتخاب کنید و آن را به اجرا در آورید. سپس تا آخرین مرحله ، نتایج حاصل از اجرای راه حل فوق را بررسی و کنترل کنید و همچنان به بررسی و تعدیل نتایج و پیامدهای حاصله بپردازید تا زمانی که مطمئن شوید راه حل مذکور، تأثیر و کارایی طولانی خواهد داشت.

 

۱- تغییر در شیوه ها وانعطاف لازم برای ایجاد این تغییر رمز بسیار خوبی برای موفیت بشمار می آید .

2- اگر کاری را که همیشه انجام داده اید انجام دهید به همان نتیجه ای می رسید که قبلاً رسیده اید اگر نتیجه دیگری می خواهید کاری دیگر انجام دهید .

3- ابتدا مشخص کنید و باور کنید که چیزی وجود دارد که باید تغییر کند .

متغیر را بشناسید ، تازمانی که باور نکنید چیزی باید تغییر کند هیچ اتفاقی نمی افتد .

4- دقیقاً مشخص کنید چه چیزی باید تغییر کند؟ چگونه؟ با کمک چه کسی؟ با شروع از کجا؟ از کی؟ چرا؟

5- این تغییر را چه کسی باید ایجاد کند؟

6- مراحل مختلف این تغییر چیست؟

7- با استفاره از اهرم های روانی ، جذابیت ذهنی این تصویر را آنقدر زیاد کنید تا تصاویر منفی غلط نا خود آگاه کنار برود و اثر خود را از دست بدهد.

8- از روش جایگزینی ، برای تغییر استفاده کنید.

9- باور کنید که خودتان باید تغییر کنید .

و باور کنید که شما می توانید تغییرات جدی ایجاد کنید .

10- شما می توانید با تغییر در بعضی از رفتارهای به ظاهر کوچک و ساده تغییراتی شگرف در آینده خود ایجاد کنید .

11- هر گونه تغییر در این لحظه، سرنوشت شما را تغییر می دهد .

12- برای تغییر سرنوشت خود همین لحظه بر خیزید و پس از تفکر، عمل کنید و تغییری کوچک را ایجاد نمایید .

13- تغییر می تواند  فوری باشد اما زمینه سازی و تداوم و پایداری آن فوری نیست . بهای چیزی را که می خواهید تغییر بدهید بپردازید .

14- هر لحظه همراه تحول ها وظیفه و تکلیف جدیدی پیش می آید. با تغییری در رفتار خود برای انجام این وظیفه آماده شوید.

15- تغییر باید در دانش ونگرش و رفتار صودت گیرد.

16- بعضی وقتها فقط کافی است زاویه دید را عوض کنید.

17- به خاطر داشته باشید الزاماً اشتباهات بزرگ و نتایج زیان بار عظیم، نتیجه خطاهای بزرگ نیستند ، ممکن است اشتباه و خطای کوچک به خطاهای بزرگی منجر شود.

18-کارهای آسان را جدی بگیرید و کارهای جدی را آسان بگیرید.

19- سماجت در برابر تغعییراتی که ضروری است ، نوعی خسارت است.

20- هندسه تغییر:

نقطه آغاز تغییر  :  خودم

زمان تغییر  :  الآن

مکان تغییر  :  اینجا

زمینه تغییر  :  شناخت و اعتقاد

محرک های تغییر  :  تلقین و تکرار و تصاویر ذهنی

کلید های تغییر  :  دقت در موضوع

پشتیبان تغییر  :  آرامش- احساس

سرعت در تغییر  :  شور و اشتیاق

کنترل تغییر  :  تفکر و تعقل

معیار تغییر  :  عقل و دین

- مدل چهار مرحله ای زیر پایه و اساس کلیه فرآیندهای موثر یادگیری و به خصوص نحوه کسب مهارتهای ساده را تشکیل می دهد و بخش اعظم را در بر می گیرد:
الف- ابتدا بطور دقیق مشخص کنید که چه می خواهید .
ب- عمل کنید.
ج- توجه کنید که عملتان چه پیامدهایی در بردارد کنترل ونظارت - نقد و سنجش و ارزیابی

د- طرز عمل خود را تغییر دهید تا وقتی به نتیجه مطلوب برسید (انعطاف
2- هدفهایی که مشخص می کنید باید دارای شرایط زیر باشد: 
1-کاملاً مشخص و تعریف شده باشد.(Specific)
2- قابل سنجش و اندازه گیری باشد.(Measurable)
3- دست یافتنی باشد.(Available)
4- واقعی باشد.(Realistic)
5- به موقع و به هنگام باشد.(Timely)
نکته: 5 شرط فوق به مدل SMARTمعروف است.
6- بیان قاطع ومحکم اهداف.
7- نوشتن اهداف (دفترچه محرمانه هدف گذاری(
8- مشخص کردن ایستگاههای بین راه.
9- تعیین موضوعات و ابعاد هدف.

10- شناخت صحیح از هدف و در نظر گرفتن تناسبات روحی و روانی.
11- در نظر گرفتن استعدادها 

12- توجه صحیح به الویتها و اهمیت.
13- تناسب به رسالت ها و ارزش ها.
14- ریز کردن اهداف کلی تر به اهداف ریز تر و دقیق تر. 
15- بدون تکیه زدن بر امکانات برونی از امکانات بیرون می توان استفاده کرد اما نباید به آن تکیه نمود.
نکته:
تکیه زدن و دل بستن به تکیه گاههای آسیب پذیر و نامطمئن ، انسان را آسیب پذیر می کند.
16- مشخص کردن نیازهای اساسی رسیدن به اهداف (از نظر مادی و معنوی - جسمی و روانی و...)
17- دارای نشانه های روشن و واضح که قابل پیگیری باشد.
18- یک تصویر روشن و شفاف نسبت به اهدافتان در ذهن خود داشته باشید و روزانه چندین مرتبه آن را مجسم نمایید.
19- مشخص کردن موقعیت و نقش هر ایستگاه نسبت به ایستگاه و ایستگاههای آینده.
20- قابل توسعه و گسترش باشد.
نکته: زنجیره ای از اقدامات و کارهایی که احساس می کنید همین اکنون باید آنها را تغییر دهید تا به آینده ای روشن برسید چیست؟

درک احساس وابستگی زمان حال به زمان آینده.
3- هدفهایی که با شرایط فوق انتخاب گردیدند باید مراقبت شوند تا به نتیجه برسند.
4- اهداف به انگیزه نیاز دارد.
برای هر هدف یک یا چند انگیزه و عامل قوی پیدا کنید که به پایداری کمک کند.
5- اگر هدفی را انتخاب کنید و انگیزه های لازم آن برای مشخص نکنید ممکن است به دلیل عوامل مختلف از ادامه تحقق آن صرفنظر کنید و همین کار باعث تغییر دید نسبت به خودتان خواهد شد.

چگونه شروع کنیم:.
با نام خدا و یاد او و درک حضور او شروع کنید.
قال رسول ا...(ص):
کل امر ذی بال لم یبدا ببسم ا... فهو ابتر

هر کار با ارزشی که با نام خدا شروع نشود ناقص خواهد ماند .
2- شرایط و آثار کارهایی را که با نام خدا شروع می شود شناسایی کنید.
قبل از عمل - حین عمل - بعد از عمل


3- اگر کاری با نام خدا شروع شود،آرامش حین عمل را در بر خواهد داشت ، چون ما را از وابستگی افراطی به نتیجه بی نیاز می کند .
4- اگر کاری با نام خدا شروع شود (نیت) انگیزه شناسی و تفکر قبل از عمل را باعث می شود.
5-اگر کاری با نام خدا شروع شود رهایی و عدم وابستگی و بی توقعی و بی نیازی بعد از عمل را باعث می شود

6-خواب و بیداری - حرکت و سکون - نشستن و برخاستن -نگاه کردن و گوش دادن -خوردن وآشامیدن - مطالعه کردن و ... کل زندگی را می توان به زنجیره ای از حرکات الهی تبدیل نمود، حتی تکون اعمالی و اوداری کلها ورداً واحداً
7- بسم ا... یک جریان مثبت و سازنده از آگاهی ها است تنها لفظ نیست 
8- بسم ا... یعنی با نام آن خدایی شروع کنید که رحمان و بخشنده و عالم و قادر مطلق است 
9- در آغاز هر کاری ، شناخت دقیقی از راه پیدا کنید 
10- ابتدا کل راه را بینید و سپس حرکت کنید تا بتوانید تجهیزات متناسب با مسیر را همراه بردارید.
11- آنها که راه دراز و وقت کم را فهمیده اند باید خود را زیاد کنند و رشد بدهند.
12- ابتدا بازاریابی کنید بهترین خریدارها و بازارها را پیدا کنید و سپس سرمایه هایتان را به فروش برسانید 

13- بهره وری یعنی سنجش نسبت سودها و سرمایه ها نه فقط توجه به سودها 
بسیاری ازکسانی که نتایج زیادی میگیرند و به سودهای کلان می رسند بهره وری زیادی ندارند چون این سود وبهره ها نسبت به سرمایه های عظیم آنها اصلاً به چشم نمی آید و قابل محاسبه نیست.
14- بالاخره از جایی باید شروع کرد 

15- بهترین نقاط شروع ، شروع از خود است خود آغازگری
16- بهترین زمان شروع ، همین لحظه است همین حالا آغاز کن ، Do it now .
17- ابتدا تفکر و بعد از آن سنجش و تعقل و به دنبال آن مشورت و در نهایت تصمیم قاطعی که به عمل منجر شود ، بعد از این مراحل با توکل به خدا آغاز کنید 

18- آغاز خوب ، نتیجه خوب را حاصل می کند 
19- آغاز خوب ، نیمی از راه است .
20- آغاز با بسم ا... یعنی رنگ خدایی بزنید به کلیه اعمال، حرکات، رفتارها، احساسات و ...
21- در ابتدا بفهمید که منحصر بفرد ترین موجود عالم هستید و قرار است خلیفه ا... بشوید 

22- خودتان را دست کم نگیرید در عین حال تکبر و غرور و عجب و تعصب را هم کنار بگذارید. 
23- انسان ها با تمام عالم در ارتباط هستند در آغاز هر کاری ، مهر قبولی آن را بزنید 

24- از خلوت و توجه و سکوت آغاز کنید.
25- از کارهای سبک و راحت تر آغاز کنید 

26- با شیوه ای خلاق آغاز کنید 

27- بسم ا... حرفهای زیادی برایمان دارد.
29- در آغاز ، بر اساس اولویت و وظیفه و تکلیف انتخاب کنید و سپس بر مبنای این انتخاب حرکتکنید.
30- همین الان ، با تولدی دوباره و روشی صحیح تراز قبل ، تغییر را آغاز کنید

اغلب افرا جامعه NLP را با واژه و کلمات مختلفی می شناسند که برخی از آنها عبارت است:
تکنولوژی فکر-برنامه ریزی عصاب و روان...,و برخی واژه های دیگر که خیلی جا افتاده نیستند.بنابر این پس از این هر وقت با این قبیل کلمات برخورد کردید بدانید منظور ما همان NLP است,به همبن خاطر شمارا با NLP در طی روز های آینده آشنا خواهم کرد.
بیشتر مردم فکر می‌کنند، انسان‌هایی موفق هستند که از در و دیوار برای آنان شانس و اقبال می‌بارد.چنین افرادی زندگی را یک پیکار می‌انگارند، پیکاری برای یافتن طلسم خوشبختی.اما علم NLPمی‌گوید: زندگی پیکار نیست، بلکه یک بازی است. این بازی، مثل هر بازی دیگر، راه و روشی برای برنده شدن دارد. قانون و اصول دارد.
پیروان NLP سعی می‌کنند با الگوبرداری از آدم‌های موفق، پی به این قانون برده، رموز موفقیتشان را بفهمند. آنها با دقت و تفحص در افکار و اعمال انسان‌ها به نتایج جالبی دست یافتند. از جمله این که انسان‌های ناموفق غالباً افرادی هستند که از کاه، کوه می‌سازند. استعداد و تواناییهای خود را نمی‌شناسند و به جای تلاش کردن، رویدادها و حوادث زندگی را غیر منطقی و با دیدی منفی تجزیه و تحلیل می‌کنند. بعنوان مثال اگر یکبار شکست بخورند، به لیاقت خود شک کرده، فوراً تخلیه انرژی شده، دست از تلاش بر می‌دارند. بعبارتی به دلیل ترس از شکست، شکست می‌خورند!
انسان‌های موفق آدم‌هایی هستند که به تواناییهای خود ایمان دارند، آنها معمولا کوه مشکلات را چون کاه می‌بینند. هرگز با دیدن موانع یا پس از شکست ناامید نشده، دست از تلاش بر نمی‌دارند و راه دیگری برای رسیدن به آرمانشان می‌یابند.
برناردشاو می‌گوید:"وقتی جوان بودم، متوجه شدم از هر ده کاری که انجام می‌دهم نه بار با شکست مواجه می‌شوم و چون نمی‌خواستم تسلیم شوم و شکست را بپذیرم، آموختم که هر کار را ده بار انجام دهم".
همینطور وقتی که از پترکبیر دلیل موفقیت‌هایش را می‌پرسند، در جواب پاسخ می‌دهد:"آنقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم".
بدون آگاهی از قانون معنویت نمی‌توان در بازی زندگی برنده شد. برای برنده شدن باید ایمان داشت که قادر به پیروزی هستیم. با این ایمان تواناییهایمان رشد پیدا می‌کند و همین باعث موفقیت می‌شود. این پیروزی، متقابلاً باعث تقویت ایمان می‌شود و ...
این دور تسلسل مدام ادامه دارد. هر چه موفقیت‌ها بیشتر شود، فرد ایمانش به لطف خالق توانا و تواناییهای خود بیشتر می‌شود و هر چه ایمان قوی‌تر شود ، موفقیت بیشتر و سهل الوصول‌تر می‌گردند... آن موقع است که سایرین می‌گویند برای فلان شخص از در و دیوار شانس می‌بارد.تقویت ایمان با قوانین ذهنی در ارتباط است.
ذهن سه بخش دارد: نیمه هوشیار، هوشیار و هوشیاری برتر.
ذهن نیمه هوشیار توان فهم و استنباط ندارد و بدون مسیر و جهت، هر فرمانی به آن بدهند همان را انجاممی‌دهد؛ذهن هوشیار، ذهن بشری است. زندگی را به همان شکلی که به نظر می‌رسد، می‌بیند. تنها چیزهایی که محسوس و مدلل است قبول می‌کند. ذهن هوشیار، مرگ، بیماری، فقر و بلا را مشاهده می‌کند و بر ذهن نیمه هوشیار اثر می‌گذارد.
هوشیاری برتر یعنی آن ذهن الهی که درون هر انسانی وجود دارد. هوشیاری برتر قله آرمان‌های عالیانسان و عرصه طرح الهی است. افلاطون معتقد است هر انسانی صاحب طرح الهی است و آن را«الگوی کامل» نامیده است:
جایی هست که جز تو هیچ کس نمی‌تواند آن را پر کند. کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست

این طرح در هوشیاری برتر انسان دارای تصویری است در نهایت کمال که معمولاً به صورت آرمانی دست نیافتنی یا آرزویی رویایی – که برآوردنش محال به نظر می‌رسد – در ذهن هوشیار جلوه می‌کند.
ان ال پی هنر پیروز شدن در بازی زندگی را هدایتِ بخش نیمه هوشیار ذهن می‌داندبرای درست جهتبخشیدن به ذهن نیمه هوشیا ر باید از قوانین ذهنی و معنوی اطلاع داشته باشیم. پاره‌ای از این قوانین عبارتند از:

- قانون اعتقادات. به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمه هوشیار ذهن تأثیر می‌گذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در می‌آید.هر امر باید ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.
- قانون انتظارات: هر آنچه که انتظارش را می‌کشید به سرتان می‌آید مثلا اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را می‌کشید، همان را خواهید داشت و برعکس پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیده اید

- قانون جاذبه: منفی‌ها، منفی‌ها را جذب می‌کنند و مثبت‌ها، مثبت‌ها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب می‌کنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبت اندیش را.
- قانون جانشینی: ذهن نیمه هوشیار در یک لحظه می‌تواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی) یعنی زمانی که می‌خواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم.مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود

- قانون کارما: آدمی تنها آنچه را که می‌دهد باز می‌ستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ‌هاست. پندار و کردار و گفتار انسان –دیر یا زود- با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می‌گردد.
کارما واژه‌ای است سانسکریت به معنای "بازگشت". آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد. 
- قانون بخشایش: این قانون می‌گوید خطاهای خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید فراموش کردن خطاهای خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمی‌شود

هر اندیشه‌ی خشک و محدود کننده‌ای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از د0یگران بر ذهن نیمه هوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت می‌شود.
قانون پرهیز از تردید و هراس: جز تردید و هراس هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و آرمان‌هایش فاصله ایجاد کنداگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزوهایش تلاش کند، بی درنگ برآورده خواهد شد.
ترس دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و ...
خداوند در کتب مقدس آسمانی مکرراً انسان را خطاب قرار داده و فرموده است:«ای کم ایمانان چراترسانید؟»
معنای این عبارت این است که می‌بایست ایمان را جانشین ترس کنیم، ترس ایمان وارونه است.
(ترس یعنی ایمان به شر)

حاتم طایی را گفتند: از تو بزرگ همّت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای؟

گفت: بلی، روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرایِ عرب را. پس به گوشه صحرایی به حاجتی برون رفته بودم. خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده، گفتمش : به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سِماط او گرد آمده اند؟ گفت:

هـر که نان از عمل خویش خورد         مـــــــــنّّّّت از حاتم طایی نبــــــــــرد

من او را به همّت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

قانون1: باور کنیم ؛ لازم است تا اوقاتی را با خود صادقانه و بی تکلف خلوت کنیم.
قانون2: باور کنیم ؛ که هر انسانی دارای نقاط ضعف و نقاط قوت است، پس خود را بهتر و بیشتر بشناسیم.
قانون3: باور کنیم ؛تا همواره قدر شناس داشته هایمان باشیم.
قانون4: باور کنیم؛ تا به جای انکار واقعیت ها به آنها توجه کنید.
قانون5: باور کنیم؛ که توکل برخدا پشتوانه ای محکم و جبران کننده هر خسران و نقصان در زندگی است.
قانون6: باور کنیم و بدانید که موفقیت و شکست، نشانه های بودن و حرکت است.
قانون7: باور کنیم؛ زندگی به اعمال پاداش می دهد
قانون8: باور کنیم ؛بزرگ نمائی و کوچک شمردن ، هر دو آفت است،مهم استنباط شماست.
قانون 9: باور داشته باشیم ؛که زندگی همواره با مشکلات عجین بوده و خواهد بود
قانون10: باور کنیم؛ که حرکت را همیشه از خود آغاز کنیم.
قانون 11: باور کنیم؛ مائیم که به دیگران می آموزیم تا چگونه با ما رفتارکنند.
قانون12: باور کنیم ؛که بخشش نشانه ی قدرت است
قانون13: باور کنیم ؛تا ندانیم چه می خواهیم به اهدافمان نمی رسیم.
قانون14: باور کنیم؛ که خوب دیدن و نیکو گفتن هنر است.
قانون15: باور کنیم که زمان و آنچه در آن است در خدمت ماست.