کانون آموزش مراحل موفقیت

نیازهای اجتماعی
۱٥ تیر ۱۳٩٢ ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست دانیال روشن کردار | ( نظرات )

شبه نیازها

نیازهای اجتماعی و شبه نیازها دارای ویژگی مشترکی هستند، و آنهم این است که به جای اینکه فطری باشند، منشأ آنها اجتماعی است. شبه نیازها، تمایلاتی زودگذری هستند که به صورت موقعیتی ایجاد می‌شوند، مانند چتر به هنگام باران. این نیاز برخلاف نیازهای دیگر یعنی فیزیولوژی، روان‌شناختی و اجتماعی، نیازهای تمام عیار نیستند. به عبارتی این گونه نیازها از خواسته‌ها و فشارهای موقعیت سرچشمه می‌گیرد.


نیازهای اجتماعی

نیازهای اجتماعی از ترجیهاتی ناشی می‌شوند که انسان آنها را از طریق تجربه، جامعه‌پذیری، و رشد فرا می‌گیرد. بعد از اینکه نیازهای اجتماعی توسط انسان کسب شد، آنها را به صورت توانایی‌های هیجانی و رفتاری تجربه می‌کند که مشوقهای موقعیتی خاصی آنها را فعال می‌کند. بعضی از نیازهای اجتماعی عبارت‌انداز: پیشرفت، پیوندجویی، صمیمیت و قدرت هستند که هر یک دارای مشوق‌هایی می‌باشند، مثلاً مشوق پیشرفت، انجام دادن صحیح کاری برای نشان دادن شایستگی می‌باشد.

وقتی که مشوق ارضاء کنندۀ نیاز پدیدار شود، نیازهای اجتماعی ایجاد می‌شوند و توان هیجانی و رفتاری را فعال می‌‌سازند. نیاز‌های اجتماعی عمدتاً واکنشی هستند. آنها در درون انسان نهفته می‌مانند تا اینکه با مشوقی مواجه شوند که نیاز اجتماعی را ارضاء کند و آن را به صورت تفکر، احساس و رفتار کردن در کانون توجه قرار دهد. علاوه بر این، انسانها یاد می‌گیرند که پیدایی مشوق‌های مرتبط با نیاز را پیش‌بینی کنند.

پیشرفت
نیاز به پیشرفت میل به انجام دادن خوب کارها متناسب با معیار برتری است. این نیاز، افراد را برای جستجو کردن موفقیت با معیار برتری با انگیزه می کند.معیار برتری اصطلاحی کلی است که موارد زیر را دربر دارد:

1- رقابت با تکلیف (مثل حل کردن معما، نوشتن مقاله ای متقاعد کننده)

2- رقابت با خود (مثل دویدن در یک مسابقه در بهترین زمان ممکن، بالا بردن معدل)

3- رقابت با دیگران (مثل بردن یک مسابقه، شاگرد اول کلاس شدن)

واکنش های هیجانی ورفتاری مربوط به نیاز به پیشرفت

واکنش های هیجانی افراد هنگام روبروشدن با معیار برتری، تفاوت دارد. افراد دارای نیاز به زیاد به پیشرفت، عموماً با هیجان های گرایشی، مانند امید، غرور، وانتظار خشنودی پاسخ می دهند. اما افرادی که نیاز کم به پیشرفت دارند، عموما با هیجان های اجتنابی، مانند اضطراب،دفاع، وترس از شکست واکنش نشان می دهند. افرادی که انگیزه یا نیاز پیشرفت زیر بنایی محکمی دارند، تا میزان معینی رفتار پیشرفت گرا از خود نشان می دهند. واکنش های رفتاری افراد دارای نیاز به پیشرفت به شرح زیر است:

1- آنها ترجیح میدهند تکالیف نسبتا چالش انگیزی که وعده موفقیت می دهند انجام دهند. آنها در کار، شغل وحرفه ای که انتخاب می کنند بیشتر احتمال دارد که واقع بین باشند، یعنی آنان به احتمال زیاد بین توانایی ها وخواسته های خود تناسب خوبی برقرار می کنند.

2- این افراد کارهایی را دوست دارند که درآن بتوانند عملکردشان رابا عملکرد دیگران مقایسه کنند. آنها بازخورد چگونگی انجام کار را دوست دارند.

3- آنها در کارهایی پشتکار نشان می دهند که به نظر آنان به شغل یا حرفه مربوط است یا منعکس کننده ویژگی شخصی مانند هوش است که، متضمن پیشی گرفتن بر دیگران است.

4- وقتی که موفق می شوند، معمولا سطح آرزوی خود را به شیوه واقع بینانه ای بالا می برند وبه کارهایی رو می آورند که اندکی رقابت انگیزتر و مشکل ترند

5- آنها دوست دارند در موقعیت هایی کار کنند که تا اندازه ای بر نتیجه کار کنترل داشته باشند، آنان قمار باز نیستند.

 منشاء نیاز به پیشرفت

1- تاثیرات جامعه پذیری

تلاش های پیشرفت نیرومند وانعطاف پذیر، تا اندازه ای از تاثیرات جامعه پذیری ناشی می شود. آموزش استقلال، آرمان های عملکرد عالی، معیارهای برتری واقع بینانه، خود پنداره توانایی عالی، ارزش قایل شدن برای کارهای مرتبط با پیشرفت، معیارهای روشن برای برتری،محیط خانوادگی سرشار از تحریک( مثل کتاب هایی برای خواندن)، تجربیات گسترده ای مانند مسافرت وفراهم کردن کتاب کتابهای کودکان که مملو از داستان های تخیلی مرتبط با پیشرفت باشند.

2- تاثیرات شناختی

برخی از شیوه های تفکر،بیشتر شیوه های تفکر دیگر با پیشرفت ارتباط دارند، از جمله این موارد:

1- ادراک توانایی زیاد به استقامت و عملکرد کمک می نماید

1- گرایش تسلط باعث می شود که افراد تکالیف نسبتا دشوار را انتخاب کنند وبا افزایش دادن تلاش خود،نه با کاهش دادن آن به تکالیف دشوار پاسخ دهند.

2- انتظارات زیاد برای موفقیت رفتار های گرایشی مانند جستجو کردن چالش های بهینه و عملکرد خوب را پرورش می دهند

3- ارزش قایل شدن زیاد برای پیشرفت ارزش قایل شدن برای پیشرفت در زمینه ای خاص،استقامت را درآن زمینه پیش بینی می کند.

4- سبک انتسابی خوش بینانه هیجان های مثبت مانند امید وغرور بعد ار موفقیت را پرورش می دهد وهیجان های منفی مانند ترس واضطراب را دور نگه می دارد.

3- تاثیرات رشدی

عقاید وارزش ها،هیجان های مرتبط با پیشرفت،الگو های رشد قابل پیش بینی را نشان می دهند.

رویکرد کلاسیک(مدل اتکینسون)

اتکینسون رفتار پیشرفت رابه عنوان تعارض بین نزدیک شدن به تکالیف وتمایل به دور شدن از تکالیف تعریف می کند.او معتقد است که این دو تمایل متضاد تحت تاثیر عوامل مختلف هستند.

اولین عامل باثبات موثر درتمایل به نزدیک شدن به تکالیف،انگیزه یا نیاز به پیشرفت است.این نیاز افراد را به سوی تکالیف پیشرفت سوق می دهد. نیاز به پیشرفت یک ویژگی نسبتا با ثبات ودائمی برای رسیدن به موفقیت است. دو متغیر موقعیتی دیگر که افراد را بسوی تکالیف پیشرفت می کشاند، احتمال موفقیت و ارزش تشویقی  است.فرض بر اینست که افرادی در یک تکلیف خاص احتمال موفقیت دارند. در مقایسه با افرادی که نسبت به موفقیت خود اطمینان کمتری دارند، به احتمال زیاد به تکالیف نزدیک تر می شوند. ارزش مشوقی موفقیت، به انتظارات افراد از موفقیت ارتباط دارد. اتکینسون معتقد است که بعد از موفقیت در یک تکلیف دشوار، تکلیفی که درآن احتمال موفقیت کم است غرور بیشتری تجربه می شود تا بعداز موفقیت در یک تکلیف آسان، تکلیفی که درآن احتمال موفقیت زیاد است. بنابراین گرفتن نمره18 در یک درس دشوار ارزش مشوقی بیشتری دارد تا گرفتن نمره 8 در یک درس آسان.  

اتکینسون این عوامل را در یک الگوی ریاضی ترکیب کرد. هدفش این بود که بتواند نزدیک شدن به تکالیف و دور شدن از تکالیف را به صورت دقیق پیش بینی کند. رفتارپیشرفت به صورت گرایش به موفقیت تعریف می شود که مخفف آنTs است. سه عامل تعیین کنندهTsعبارت است از:1- انگیزه موفق شدنMS 2- احتمال موفقیت ادراک شدهPs)  3- ارزش مشوقی موفقیتIs . مدل اتکینسون بصورت فرمول  ارائه می شود:                            Ts = Ms × Ps ×Is

گرایش به موفقیت

متغیر PS از درک دشواری تکلیف و درک توانایی فرد در آن تکلیف،برآورد می شود.Is=1- Ps

گرایش به اجتناب از شکست

افراد،هم با نیاز به پیشرفت(Ms) و هم با انگیزه اجتناب از شکست (Maf)،بامعیار برتری مواجه می شوند. گرایش به اجتناب از شکست،فرد را با انگیزه می کند تااز خودش در برابر از دست دادن عزت نفس،احترام، وترس از شرمندگی محافظت کند. گرایش به اجتناب از شکست که مخفف آنTaf است، با فرمول زیرکه شبیه فرمولTsاست، محاسبه است: Taf = Maf × pf × if

ترکیب گرایش های نزدیکی و اجتنابی

از نظر اتکینسون این دو موقعیت انگیزشی، نزدیک شدن به تکالیف و دورشدن از تکالیف، درتعارض بوده وبه عنوان نیروهای متضاد محسوب می شود. اگر تمایل به دور شدن از تکالیف نیرومند باشد، فرد از تکالیف رو می گرداند.

پیشرفت در آینده

همه موفقیت های پیشرفت مثل هم نیستند به این صورت که برخی از آنها اشاراتی دارند بر تلاش های پیشرفت فرد در آینده تاثیر می گذارند و برخی فقط برای زمان حال اشاراتی دارند.رفتار پیشرفت حاصل این نیز هست که آیا پیشرفت فعلی به پیشرفت آینده نیز منجر خواهد شد یا نه.این گرایش به فاصله روان شناختی فرد از هدف پیشرفت بلند مدت اشاره دارد.

مدل پویش عمل

در این مدل رفتار پیشرفت در جریان رفتار جاری روی میدهد.   

1- تحریک تمایلات گرایشی را ایجاد می کند.هر چیزی که امیدواری بیشتری برای موفقیت پرورش می دهد. Ts

2- بازداری : تمایلات اجتنابی را ایجاد می کند.هر چیزی که ترس از شکست بیشتری را پرورش دهد.  TAf

3- پایان : به این واقعیت اشاره دارد که انجام هر فعالیتی ، پایانی را دنبال می کند.لذا رفتار پیشرفت به صورت پویا است.

شرایطی که نیاز به پیشرفت را فعال و ارضا می کند.

سه موفقیت از نظر توانایی فعال کردن و ارضا کردن نیاز به پیشرفت در خور توجه هستند

1-تکالیف نسبتاً دشوار : افرادی که نیاز زیاد به پیشرفت دارند ( Ms> MAf) در تکالیف نسبتاً دشوار از افرادی که نیاز کم به پیشرفت دارند (MAf > Ms)بهتر عمل می کنند.تکالیف نسبتاً چالش انگیز

آمیزه ای از احساس غرور ناشی از موفقیت و اطلاعاتی برای تشخیص دادن توانایی ها فراهم می آورند.

2-رقابت : رقابت عموماً با هیجان مثبت رفتار گرایش وعملکرد بهتر را افراد دارای نیاز زیاد به پیشرفت تقویت می کند. در حالی که هیجان منفی، رفتار اجتنابی و عملکرد سست را در افراد دارای نیاز کم به پیشرفت ایجاد می نماید.

3- کارفرمایی : افراد دارای نیاز زیاد به پیشرفت معمولاً الگوی رفتار کارفرمایی دارند به این علت که ریسک کردن و پذیرفتن مسئولیت موفقیت ها و شکست ها را ایجاب می کند. کارفرمایی همچنین بازخورد عملکرد عینی و سریع را فراهم می آورد، بازخوردی که هیجان هایی همچون احساس غرور وخشنودی را به بار می آورد، وبازخوردی که به فرد امکان می دهد تا شایستگی خودش را تشخیص دهد و پیشرفت خود را به طور مستمر ارزیابی کند. افراد دارای نیاز زیاد به پیشرفت هرشغلی را که چالش برانگیز باشد،مسولیت بطلبد وبازخورد عملکردی سریع داشته باشد، ترجیح می دهند

رویکردهای امروزی(هدف های پیشرفت)

در رویکرد امروزی،پژوهشگران بشتر علاقه مند هستند بدانند چرا یک نفر رفتار پیشرفت نشان می دهد وبه اینکه آیا رفتار پیشرفت روی خواهد داد یا نه،علاقه چندانی ندارند. 

1- هدف های عملکردی : فرد با معیار برتری مواجه می شود ومی خواهد شایستگی خود را نشان دهدیا ثابت کند.

2-  هدف های تسلط :  فرد می خواهد شایستگی خود را پرورش دهد یا بهبود بخشد.

در هدف های عملکردی فرد می خواهد از دیگران بهتر عمل کند وتوانایی خود را در مقایسه با دیگران نشان دهد یا اثبات کند. اما در هدف های تسلط فرد می خواهد شایستگی خود یا تسلط برتکالیف را نشان دهد. رسیدن به هدف تسلط به معنی پیشرفت کردن است.پذیرفتن هدف های تسلط در موقعیت پیشرفت، مثلاً در مدرسه، محیط کار و ورزش، با شیوه تفکر، احساس و رفتار مثبت و اثربخش در ارتباط است.

 فعالیت افراد در هدفهای تسلط

1- به مدت طولانی در هدف استقامت می کنند.

2- تکالیف چالش انگیزی که بتوانند از آنها یاد بگیرند، ترجیح می دهند.

3- از راهبردهای یادگیری ادراکی، مانند ربط دادن اطلاعات به آگاهی موجود استفاده می کنند، نه راهبردهای یادگیری سطحی مانند حفظ کردن.

4- در صورت مواجه شدن با مشکل، به جای اینکه منفعل شوند،تلاش خود را بیشتر می کنند.

5- در برابر نارسایی های درماندگی آموخته شده، کمتر آسیب پذیر هستند.

6- از انگیزش درونی بیشتری برخوردار هستند.

7- عملکرد بهتری دارند.

8- بااحتمال بیشتری از دیگران درخواست کمک و اطلاعات می کنند که به آنها امکان می دهد کارکردن مستقل را ادامه دهند.

ادغام رویکردهای کلاسیک(اتکینسون) وامروزی(هدف های پیشرفت)

به انگیزش پیشرفت را می توان دریک مدل جامع ترکیب و ادغام کرد. ادغام رویکردهای کلاسیک و امروزی، برنقطه ضعف های هردو رویکرد به تنهایی غلبه می کند. این دو نظریه باهم می توانند رفتار پیشرفت را در موقعیت های خاص(با استفاده از هدف های پیشرفت) پیش بینی کنند . می توانند توضیح دهند که این هدف های پشرفت از کجا آمده اند.

1- هدفهای تسلط:از درک شایستگی در تکلیف در دست انجام ناشی می شود.

2- هدفهای عملکردی ـ گرایشی: از نیاز فرد به پیشرفت سرچشمه می گیرند.

3- هدفهای عملکردی ـ اجتنابی: از ترس از شکست فرد نشأت می گیرند.

انگیزش اجتناب و سلامتی

تا اینجا بحث عمدتاً روی جنبۀ «گرایش» پیشرفت متمرکز بود اما ترس از شکست افراد را دارا می سازد و رفتارشان را به صورت مختلف تنظیم کنند که در عملکرد ، پایداری و تهیج پذیری اختلال ایجاد می کند.

چنین رابطه ای ترس از شکست : هدف های عملکردی – اجتناب – سبک کنار آمدن ناسازگارانه در موقعیت های پیشرفتی . اشارت مهمی برای سازگاری و سلامت روانی دارد.ویژگی های شخصیتی دیگری که افراد را برای پذیرفتن هدف های عملکرد ی- اجتنابی آماده می سازد روان رنجور خویی و مهارت زندگی نامناسب می باشد.افرادی که ترس زیاد از شکست دارند از روان رنجور خویی بالایی برخوردارند و از نظر شایستگی مهارت زندگی پایین بودند. اینگونه حالت های انگیزشی و هیجانی در صورت یه همواره تجربه شدند در نهایت سلامتی را تحلیل می برند ( مثل عزت نفس – کنترل منجنی – شادابی – رضایت از زندگی ). هدف های تسلط عملکردی به پیشرفت و نتایج مثبت در زندگی کمک می کند. اما هدف های عملکردی –اجتنابی آنها را تحلیل می برد.

نظریه های نهفته

1- نظریه پردازان موجودیت: ویژگی های شخصی را خصوصیتی با دوام می دانند.نحوه تفکر آنها اینگونه است که( یا این رادارای یا نداری). عموما هدف های عملکردی را می پذیرند. افرادی که هدف های عملکردی را می پذیرند دوست دارند باهوش، نه کودن به نظر برسند

2- درحالی که برخی دیگر این ویژگی هارا انعطاف پذیر می انگارند که می توان با مقداری تلاش آنهارا افزایش داد.نحوه تفکر آنها به این صورت است( هرچه بیشتر سعی کنی وبیشتر یاد بگیری بهتر خواهی شد). عموماً هدف های تسلط را می پذیرند. کسانی که هدف های تسلط را می پذیرند، برچیز تازه یا متفاوتی تسلط یابند یا چیز تازه ای را یاد بگیرند یا بفهمند. یعنی آنها به یادگیری و بهبود بخشیدن به خود تا اندازه ای که بتوانند اهمیت می دهند.

نظریه های نهفته مختلف به معنی هدف های پیشرفت متفاوت هستند

می دهند. این انتخاب اهمیت دارد، زیرا نوع هدف پیشرفتی که فرد دنبال می کند(عملکردی در برابر تسلط)، انگیزش، هیجان وعملکرد بعدی او را پیش بینی می کند. این نتایج دو نکته را می رساند اولاً، نظریه های نهفته انعطاف پذیرند و می توانند تغییر کنند. ثانیاً، نظریه های نهفته باعث می شود افراد هدف های عملکردی یا تسلط را دنبال کنند.

معنی تلاش

1-  نظریه پرداز موجودیت : تلاش زیاد به معنی توانایی کم است. در واقع تلاش زیاد به معنی دلیل بر آن است که فرد توانایی ندارد. بنابراین آنها در تکالیف دشوار با: (1) تلاش نکردن (2) آوانس دادن بخود برای محافظت از خویشتن، و(3) درک نکردن این موضوع که به خرج دادن تلاش می تواند در زندگی به آنها کمک، حالت های انگیزشی ناسازگارانه ای را انتخاب می کنند.

2- نظریه پردازان فزاینده: تلاش یک وسیله است؛ وسیله ای که افراد به کمک آن سر ذوق می آیند واز مهارت و توانایی های خود استفاده می کنند. تلاش زیاد به معنی آزاد کردن توان و توانایی است.

 بازخورد منفی

1- وقتی به متفکران موجودیت بازخورد منفی داده می شود، عملکرد نامناسب خود را به توانایی کم نسبت می دهند، این افراد با چنین انتسابی به توانای کم، بجای آنکه تلاش بیشتری به خرج دهند تابر تکلیف مسلط شوند، از آن کناره گیری می کنند.

2- وقتی به متفکران فزاینده، بازخورد منفی داده می شود، عملکرد نامناسب خود را به تلاش نکردن کافی نسبت می دهند، این افراد با چنین انتسابی به تلاش کم، دست به اقدام جبرانی می زنند که واکنش بسیار سازگارانه ای به شکست وبازخورد منفی است.

پیوند جویی و صمیمیت

نیاز به پیوند جویی: ما همواره به دنبال تعامل با اطرافیان هستیم. اینکه ما تنها باشیم، طرد شویم، جدایی را تجربه کرده باشیم، نیاز به پیوند جویی را در ما فعال می کند که نوعی برطرف کردن کمبود ها در ما می باشد.

نیاز به صمیمیت :به صورت انگیزۀ رشد ابراز می شود و از اهمیت دادن به دیگران، احساس تعهد، پیوند عاطفی، عشق و ... به وجود می آید. 

ترس و اضطراب

محققان در یک تحقیق دریافتند که "انسان گرایش دارد هنگامی که بیمناک و نگران است، افرادی را بجوید که آنها نیز مشکلات یا شرایط مشابهی را داشته باشند".

برقرار کردن روابط میان فردی

معمولا افراد با نیاز بالا به صمیمیت اطلاعات شخصی بیشتی از دوستان خود دارد و پیوند با دیگران را ارضا کننده می داند.

حفظ کردن شبکه های میان فردی

معمولا افراد با نیاز بالا به صمیمیت وقت بیشتری را صرف مکالمه و نوشتن نامه و ... می کنند و در ارتباط با دیگران تماس چشمی دارند و لبخند می زنند.

ارضا کردن نیازهای پیوند جویی و صمیمیت

1-  پیوند جویی ( کمبود گراست) وقتی ارضا می شود،به جای شادی موجب تسکین می شود.

2- نیاز به صمیمیت ( رشدگراست) افراد از طریق روابط گرم و صمیمانه این نیاز را ارضا می کنند.

قدرت


برچسب‌ها: نیازهای اجتماعی