کانون آموزش مراحل موفقیت

مروری بر رویکرد برنامه ریزی عصبی کلامی
۱٥ تیر ۱۳٩٢ ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست دانیال روشن کردار | ( نظرات )

ان ال پی، مخفف برنامه ریزی عصبی-کلامی یا بعبارتی برنامه ریزی به زبان عصبی است. در ان ال پی، رویکردی منظم و کلی نگر برای درک اثر بخشی فردی و سازمانی است. ان ال پی، تمام حوزه های عملکرد فردی و حرفه ای مانند انگیزش، یادگیری، تداوم سلامت، فعالیت های ورزشی، ارتباطات، مذاکره، سخنرانی در مکان های عمومی، گروه سازی و مدیریت و تغییر را در بر می گیرد. ان ال پی، درباره تغییر شناخت و ادراک می باشد و با تغییر فیلترهای ذهنی، دنیای درونی و رفتار افراد تغییر می کند.



در این زمینه ما به بیان تعاریف، مشخصه ها، پیش فرض ها و اصول و همچنین مباحث مربوط به ان ال پی می پردازیم.

در ان ال پی، اصل مطلب این است که ما اشیاء و امور را در ذهن چگونه می بینیم یا می شنویم یا حس و لمس میکنیم که معمولا مجموعه این ها تفکر نامیده می شود. در زمینه تفکر نیز مطالبی خواهیم آورد.

دیدگاه ان ال پی، یک دیدگاه روان شناسانه مدرن است که با ساختار فرایند تفکر و قالب های فکری سر و کار دارد و نه خود فکری که از مغز می گذرد. در این دیدگاه، ذهن و روان انسان، همانند ظرفی در نظر گرفته می شود که قابلیت ایجاد تغییر در محتویات خود را دارد. حال اگر شکل این ظرف تغییر کند، محتویات درون و تأثیرات آنها نیز تغییر خواهد کرد.

ان ال پی، یک روان شناسی سازنده است. به آن همچنین روان شناسی کمال هم می توان گفت. افکار ما به صورت بسیار نزدیکی با فیزیولوژی یا نحوه کارکرد اعضای بدنمان با یکدیگر مربوط یا متصل هستند. بنابراین چگونگی تندرستی ما بر روی افکار ما تأثیر می گذارد. روان و جسم و روح ما با یکدیگر ملاقات می کنند. آنچه که ما اعتقاد و باور داریم عمیقا بر روی چگونگی افکار ما تأثیر می گذارند و در نهایت بر روی عملکردهای ما منتقل می شوند. ان ال پی، به اعتقادات، به عنوان مضامینی صحیح یا غلط نمی نگرد. بلکه به این نکته اهمیت بیشتری می دهد که آنها مفیدند یا نه؟

· Ν مخفف NEURO : پیشوندی است که اشاره به ذهن و اعصاب دارد و اینکه ما چگونه زندگی خود را سازماندهی می کنیم. همچنین نقش ویژه ای که اعصاب در تولید تخیل و کارکرد ذهن و روان دارند. در واقع در این قسمت به جنبه های عملکرد شناختی ذهن توجه می شود. 

· L مخففLINGUISTIC : به معنای درباره زبان، چگونگی کاربرد آن و چگونگی اثر آن بر ماست. این بخش شامل دو قسمت است; اول: زبان دوم، که همانا قوه تخیل است. دوم: زبان تکلمی کاربرد آن در برقراری ارتباط با خود و دیگران. این بخش دارای اثرات عمیقی بر بخش اول می باشد. در واقع زبان گفتاری دارای اثرات عمیقی بر تخیل است که می توان از آن برای برنامه ریزی ذهنی استفاده کرد.

· P مخفف PROGRAMING : درباره توالی و سلسله مراتب رفتارهای تکراری ما و اینکه چگونه در راستای یک هدف اقدام می کنیم، بحث می کند. این بخش، به نحوه سازمان دهی زبان دوم برای رسیدن به نتایجی خاص در زندگی فرد گفته می شود. این کار از طریق به کار گیری تکلم، مدل سازی، تغییر سطوح عصب شناختی و آموزش صورت می گیرد.

تعریف ان ال پی

مبحث ان ال پی، آنچنان وسیع است که یافتن تعریف دقیق و ساده از آن غیر ممکن است.

افراد مختلف، درک متفاوتی از ان ال پی دارند به همین جهت، تعریف های بی شمار و متفاوتی از ان ال پی وجود دارد. ان ال پی به صورت های زیر تعریف شده است:

- علم و هنر رسیدن به موفقیت و کمال

- کنجکاوی بیش از حد درباره انسان ها و روش های شناختی که مجموعه ای از تکنیک ها را در بر می گیرد.

- راهنمای ذهنی

- مطالعه تجربیات ذهنی

- مطالعه ساختار عینی

- نرم افزار ذهن

- علم جدید پیشرفت

- مطالعه ی عملکرد مطلوب انسانی

- و ...

مشخصه های ان ال پی

- یک رویکرد کلی نگر است.

- با جزییات سر و کار دارد.

- بر اساس توانایی و الگوسازی نقشی است.

- بر پردازش ذهنی تمرکز دارد.

- طرح های زبانی خاصی را بکار می برد. هم با ذهن هشیار و هم با ذهن ناهشیار کار میکند.

- در فرایندها و نتایج، سرعت عمل دارد.

- رویکردی خنثی است.

- در رفتر خود به افراد احترام می گذارد.

پیش فرض های ان ال پی (اصول)

- تجربه برای خود ساختاری دارد.

- ذهن و جسم، هر دو به یک سیستم وابسته هستند.

- افراد، کارهای خود را تمام و کمال انجام می دهند.

- اگر انجام کاری برای کسی ممکن است، هر فرد دیگری قادر به انجام آن کار می باشد.

- هر فردی از تمام منابع مورد نیاز برخوردار است.

- شکست اصلا معنایی ندارد. هر چه هست بازخورد است.

- اگر آنچه را انجام می دهید موثر نیست، کار دیگری انجام دهید.

- بعضی اوقات، آنچه را که بهترین است به نحو احسن انجام می دهید.

- در پشت همه ی رفتارها، یک مقصد اصلاحی وجود دارد.

انسان ها نسبت به طرحی از واقعیت که در ذهنشان است عکس العمل نشان می دهند، نه خود واقعیت.

- رفتار انسان ها دارای هدف و منظور است.

- تمام رفتارها، نیت خیر دارند.

- اگر می خواهید چیزی را بفهمید، آن را عملا انجام دهید.

- معنی و مفهوم مذاکره، عکس العمل ها و بازتاب هایی است که شما بدست آورده یا مشاهده می کنید.

- ضمیر ناخودآگاه، در آگاهی توازن ایجاد می کند و طبیعتی خیرخواهانه دارد.

- داشتن حق یا امکان انتخاب، بهتر از نداشتن آن است.

- تمام اطلاعات از طریق حواس خودمان متحول و متغیر می شوند و تکامل می یابند.

پایه گذاران ان ال پی

ان ال پی، از اوایل دهه 1970 و از زمانی شکل گرفت که ریچارد بندلر، دانشجوی روان شناسی در دانشگاه کالیفرنیا –سانتاکروز- شروع به همکاری علمی با جان گرایندر کرد که این فرد بعد ها دانشیار در رشته زبان شد.

ویرجینیا ساتیر (بنیان گذار خانواده درمانی)، فریتز پرلز (بنیان گذار گشتالت درمانی) و میلتون اریکسون (پایه گذار آکادمی هیپنوتیزم امریکا) از اولین مدل هایی بودند که بندلر و گرایندر از آن ها در جهت مدل سازی الگوهای کلامی کاربرد آن در درمان استفاده کردند.

چهار اصل کلی در ان ال پی

1- اولین و مهمترین آنها ارتباط است. بویژه آن کیفیتی از ارتباط متقابل که بر اعتماد و مسؤلیت پذیری متکی است و ما با عنوان راپورت از آن یاد می کنیم. بیشترین میزان ارتباط فیزیکی یا جسمانی را شما با خودتان دارید که حاصل این، هماهنگی قسمت های مختلف بدن، احساس و استقرار سلامتی و تندرستی است. اولین رکن ان ال پی این است که بتوانیم با خودمان رابطه بر قرار کنیم پس از آن به فکر برقراری رابطه با دیگران باشیم.

2- رکن دوم، کسب اطلاع یا آگاهی در این زمینه است که شما چه می خواهید. بدون بیان آنچه خواهان آن هستید هرگز نمی توانید حتی به تفسیر و تشریح این موضوع بپردازید که اصلا موفقیت چیست؟ در ان ال پی به این مقوله، مرتب و مشخص کردن هدف و دستاورد گفته می شود.

3- سومین رکن با عنوان حدت و حساسیت حسی شناخته می شود.

4- چهارمین رکن، قدرت تطابق رفتاری است.در این شرایط برای انجام هر کار، چند انتخاب داشته باشید. هر قدر امکان انتخاب بیشتر باشد، شانس موفقیت شما هم بیشتر میشود.

سطوح عصبی – زبانی (سطوح منطقی)

ما در سطوح متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می کنیم. روبرت دیلتس، پژوهشگر امریکایی و آموزش دهنده ی ان ال پی، به صورت گسترده، مجموعه ای از مفاهیم با عناوین سطوح نورولوژیک یا عصبی استفاده می کند که به شکل وسیعی با نحوه ی تفکر ان ال پی تطابق پیدا کرده اند.

- اولین سطح، مربوط به محیط می شود: فرصت ها و محدودیت ها (چه وقت و کجا چیزها اتفاق می افتند؟)

محیط جایی است که ما در آنجا و در کنار دیگر انسان ها هستیم. انسان هایی هستند که معتقدنددر زمان مناسب و در مکان مناسبی قرار داشته اند. آنها موفقیت خویش را مدیون موقعیت و شرایط محیطی خودشان می دانند. در این شرایط، استقرار در محیط مشترک، ارتباطات انسانی ایجاد می کند.

- سطح دوم شامل رفتار می شود: آنچه فرد انجام می دهد، عمل ها و عکس العمل ها. (چه چیزی؟)

در ان ال پی، رفتارها شامل افکار و همچنین اعمال می شوند. کارهایی که انجام می دهیم بیهوده و بی هدف نیستند. اعمال ما همه در راستای رسیدن به اهداف و مقاصدی صورت می گیرند. هر چند ممکن است این مقاصد برای خود ما ظاهرا روشن نباشد ولی تمایل داریم برخی عادات خود را تغییر دهیم.

- سومین سطح توانایی ها (استعداد و قابلیت) را شامل می شود: چگونه فرد کارها را انجام می دهد و آن فرد چگونه انگیزش می یابد. (چگونه؟)

این سطح مربوط به مهارت می شود. رفتاری که بارها توسط ما صورت گرفته و برای ما ثابت، اتوماتیک و اغلب عادی شده است. این موضوع شامل استراتژی های فکری و مهارت های جسمی می شود.

- چهارمین سطح شامل باورها و ارزش ها می شود: (چرا؟)

این مرحله ای است که در آن باور می کنیم چه چیزهایی درست و واقعی و چه چیزهایی برای ما مهم هستند. باورها و ارزش ها تا حدودی زیاد، زندگی ما را هدایت می کنند و درباره کارها اجازه عمل یا فرمان ممنوعیت صادر می کنند.

- پنجمین سطح شامل هویت می شود: تفکر درباره خود، معنایی از خود و مأموریت فردی. (چه کسی؟)

هویت شما ، موضوعی بسیار متحول قابل تغییر است که می توانید آنرا بسازید، گسترش دهید و یا عوض کنید.

- ششمین سطح شامل سطح معنوی است: فرد برای چه چیزی اعمالی را انجام می دهد؟ به خاطر خانواده، جامعه یا به خاطر آن چه که فراسوی فرد است.

این نمایانگر ارتباط شما با دیگران است که بالاتر از هویت شما قرار می گیرد. انسان از طریق این ارتباط می تواند با بشریت، کاینات و ذات احدیت به وحدت برسد.

این سطوح اساسی در سلسله مراتبی قرار می گیرند که در آن معنویت در بالاترین سطح و محیط در پایین ترین سطح قرار دارد و هر سطح نسبت به دیگر سطوح، نورولوژی بیشتری را شامل می شود.

استرس و سطوح منطقی آن و راهبرهای مقابله ای در برابر استرس

ان ال پی در زمینه استرس حرف های زیادی برای گفتن دارد. ان ال پی، تمرکز اصلی را از روی وقایع استرس آور بیرونی برمی دارد و بر واکنش های شما نسبت به آن ها قرار می دهد و راهکارهایی عملی برای افزایش ظرفیت سازگاری و مقابله در اختیارتان قرار می دهد.

سطوح منطقی استرس

1- محیط: چه چیزی از محیط اطرافتان در شما ایجاد استرس می کند؟ برای رفع استرس، شاید مجبور شوید محیطتان را تغییر دهید.

2- رفتار: شما چه کاری انجام می دهید که در شما ایجاد استرس می کند؟ اگر به بازخوردهای بدنتان توجه کنید خواهید دانست که چه چیز باعث ایجاد استرس می شود.

3- قابلیت: اگر شما این قابلیت را دارید که در خودتان اضطراب ایجاد کنید، بی شک مهارتی را در خود پرورش داده اید و شما تقریبا هنر تصور این را که چگونه رویدادی به نتیجه ای نارضایتبخش می انجامد به کمال رسانده اید.

4- باورها و ارزش ها: ما باورهایمان را با خودمان حمل می کنیم . بنابراین آنها می توانند هر کجا که باشیم در ما استرس ایجاد کنند. هر اندازه باورها و انتظارات ما سخت و انعطاف ناپذیر باشند، به همان اندازه ما تحت استرس بیشتری قرار خواهیم گرفت. چه باورهایی ممکن است استرس آور باشند؟ تمام باورهایی که احساس تسلط خود شما را هم بر خودتان و هم بر محیطتان تقویت می کنند، منابع کمکی شما هستند.

چگونه در خودتان ایجاد شایستگی خواهید کرد؟

- با اتکا به مجموعه ای از تجارب برگرفته از شکست ها و موفقیت های گذشته تان: موفقیت های کوچک را مدنظر قرار دهید. آنها به زودی چند برابر خواهند شد. فقط موفقیت هایی را به حساب آورید که شما بانی مستقیم آنها بوده اید. 

- با الگوبرداری از دیگران: اگر دستیابی به موفقیت در زمینه چالش هایی که شما با آنها مواجهید برای دیگران امکانپذیر است، چرا برای شما نباشد.

- با یافتن یک مرشد: کسی که از شما حمایت خواهد کرد و به شما دلگرمی خواهد بخشید.

5- هویت: اگر استرس به اندازه ای گسترده و شدید باشد که شما ندانید چه باوری دارید، هنوز هم یک منبع کمکی در اختیار دارید; هویت شما. داشتن خود احساسی ای قوی، منبع کمکی بزرگی در برابر استرس است.

6- ماورای هویت (هویت): در این قلمرو هیچ پاسخ ساده ای برای استرس وجود ندارد، بلکه شامل یک سفر ، دست کم برای مدتی فراسوی استرس است. برای رسیدن به این قلمرو راههای مختلفی وجود دارد: عشق، مذهب ، مراقبه.

از نظر ان ال پی: واقعیت آن چیزی است که شما می سازید.*

ما دنیا را آنگونه که هست نمی بینیم بلکه از آن الگویی می سازیم. ادراکات ما از صافی حواس ما می گذرند و ما رخدادهای زندگیمان را از پس عینک باورها، علایق، تربیت، پیش فرض ها و حالت های ذهنی مان تعبیر و تفسیر می کنیم. ما نقشه ای از دنیا در ذهنمان می سازیم و از طریق این نقشه زندگیمان را پیش می بریم. همه ی ما از یک سرزمین عبور می کنیم اما نقشه هایمان متفاوت است. هدف ان ال پی این نیست که صحیح را در اختیار شما قرار دهد بلکه تلاش می کند به شما چیزهایی از نقشه کشی بیاموزد. همچنین می تواند نقشه ای را در اختیار دارید گسترده تر سازد.

● ان ال پی معتقد است ما نقشه هایمان را بر اساس سه شیوه اصلی ترسیم می کنیم:

1- حذف 2- تحریف 3- تعمیم

1- نخست، ما بخشی از ادراکات خود را حذف می کنیم. ما ادراکات خود را از صافی باورها، علایق و وضعیت سلامتی مان می گذرانیم. حذف، امری ضروری است زیرا اگر نتوانیم توجهمان را بصورت گزینشی بر جایی متمرکز کنیم گیج و حواسپرت خواهیم شد. در میان تمام محرک هایی که در محیط پیرامون ماست، ما فقط از تعداد اندکی از آن ها آگاه هستیم.

2- ما با وزن و اهمیت بخشیدن به بخشی از ادراکات خود و ارزش قایل نشدن برای ادراکات دیگرمان دست به تحریف می زنیم. تحریف، بیانگر چگونگی معنا و ارزش بخشیدن به چیزی است که رخ می دهد. بدون آن ما صرفا با دنیایی از عوامل و عناصر راکد و خاکستری روبرو خواهیم بود. تحریف، اساس خلاقیت و هنر و همچنین اساس سوءظن، پارانویا و سوء تفاهم است. تحریف، همچنین بیانگر چگونگی معنا بخشیدن به علایم بدن ماست.

3- تعمیم: ما با استخراج قوانینی از نمونه های بسیار کوچک بر داشتهایمان را تعمیم می دهیم. ما از طریق تعمیم یاد می گیریم. باورهای ما هم نوعی تعمیم هستند. تعمیم، امری ضروری است. بر اساس دانسته هایمان به نا دانسته ها دست می یابیم. مشکل زمانی رخ می دهد که ما موارد غلط را برای تعمیم انتخاب کنیم یا اینکه تجربیات جدید را نپذیریم و نسبت به آن ها بسته عمل کنیم.

در میان افراد، برخی بیشتر حذف می کنند، برخی بیشتر تعمیم می دهند و برخی بیشتر تحریف می کنند. هر سه جریان، مفیدند; چگونگی کاربرد آنهاست که می تواند دردسر ایجاد کند.

تعمیم می تواند سلامتی را به خطر اندازد و نوعی ناتوانی (درماندگی) آموخته شده را به دنبال آورد. از حذف، تحریف و تعمیم برای سالمتر ساختن خود استفاده کنید.

* رویدادهای ناخوشایند زندگی را اینگونه تعبیر کنید:

- ترکیبی از شرایط خارجی که در برابر واکنش شما به هم پیوسته اند. این شکست نیست، بلکه انعکاس و بازخوردی است از رفتار شما، نه از هویت شما.

- یک رویداد منفرد. در این باره فکر کنید که شما چه کار متفاوت دیگری می توانستید انجام دهید که از این رویداد ناخوشایند دور بمانید و یا می توانید از این تجربه درسی بیاموزید.

- یک واقعه ی خاص که اگر هم تأثیری داشته باشد، آن تأثیر بر فعالیت های شما اندک خواهد بود. هنگامی که واقعه ای خوشایند روی می دهد، جریان تفکر پیش گفته را به این ترتیب برعکس کنید.

- از این واقعه نفع شخصی ببرید.

- تمام موقعیت های دیگری را که در آن ها اوضاع بر وفق مراد شما بوده است، بخاطر آورید. واقعه ی جدید، چیز دیگری است.

- درباره ی راه هایی که این واقعه بر زندگی شما تأثیر خواهد گذاشت و اینکه شما چگونه می توانید از آن درس بگیرید تا در آینده موقعیت های خوشایند دیگری را رقم بزنید فکر کنید.

تفکر

فرایندی ذهنی و جسمانی که انسان ها در هنگام تجربه کردن آن به برخی از نتایج ذهنی خود در حیطه های گوناگون فرایند زندگی، دست می یابند، تفکر نام دارد که نوع خالص آن در مغز ما صورت می گیرد.

خود این تفکر از کانال هایی صورت می گیرد که در رویکرد ان ال پی به سه دسته تقسیم بندی شده است:

1- صوت درونی

2- تصاویر ذهنی

3- فرایند حسی حرکتی

در همه ی این موارد می توان فکر را از زبان ذهنی تلقی کرد.

تفکر گزاره ای: یک شکل فکر، جریان جمله هاییست که ظاهرا در ذهن خود می شنویم. چون بیان یک قضیه، گزاره یا اظهارنظر است.

تفکر تصویری: یک شکل دیگر فکر که شامل تصور است؛ بویژه تصورات بصری که ممکن است در ذهن خود ببینیم.

تفکر حرکتی: جریان فکری که شامل زنجیره ای از حرکات ذهنی است.

در واقع ما انسان ها مادامی که در حال تفکر عمدی یا غیر عمدی هستیم، دارای تصاویر ذهنی، صدای درونی، حس ناشی از جنبش پذیری یا درک ناشی از شهود هستیم.

تمرین ذهنی

تمرین ذهنی شامل ایجاد تصاویر ذهنی در قالب تصورات، احساسات، اصوات یا برخی رفتارها یا عملکردهاست که ما تمایل داریم آن ها را اجرا کنیم. تمرین ذهنی، یک روش شناختی شامل تکرار توالی سیستم های تصویری و علائم دستیابی به ساختار آن ها می باشد که باعث ساخت یک برنامه ویژه در ذهن می شود.

مدل سازی

در نوعی از یادگیری که مدل سازی نام دارد، فرد به راهکارهایی که الگوی مورد نظر بکار برده است توجه می کند و آن ها را به اجزای کوچکتری که در نهایت همان راهکار اصلی را تشکیل می دهد، طبقه بندی می کند.

- استراتژی فردی: مجموعه راهکارهایی که انسان در جهت رسیدن به اهداف خود اعمال می دارد و به وسیله آن ها منظور خود را از ذهنیتی که دارد بیان می دارد، استراتژی فردی نامیده می شود.

- مدل سازی: تقسیم بندی راهکارهای ذهنی و جسمانی که به هدفی مشابه با اهداف در نظر گرفته توسط ما رسیده است و اجرای آن ها در حد و حیطه ی خود به اندازه ی توانایی موجود، مدل سازی گفته می شود.

به دلیل اینکه در فرایند مدل سازی باید نقش از پیش تعیین شده با نوع خاصی از رفتار و توتانمندی برای فرد در نظر گرفته شود، الگوسازی بر اساس میزان ظرفیت ها و توانایی های فرد مورد نظر انجام می شود.

انواع مدل سازی: عینی - ذهنی

- عینی: قرار دادن جسم خود در وضعیتی مشابه الگویمان می تواند موجب پدید آمدن احساسات یا فرایند تفکری می باشد که فرد بدان احتیاج دارد. از این نوع مدل سازی معمولا در مواقعی که در یک بازه زمانی کوتاه به احساسی خاص برای گرفتن نتیجه ای ضروری احتیاج است، استفاده می شود. از قبیل آماده شدن برای امتحان، مسابقه ورزشی و ...

- ذهنی: این نوع مدل سازی جنبه ی عمیق تری دارد. این نوع مدل سازی بسیار مؤثرتر و دارای اثرات پابرجاتری نسبت به مدل سازی عینی است. دلیل این موضوع، بازسازی شناختی از طریق ایجاد تشابهات ذهنی است. بازسازی شناختی دارای اثرات بیشتری بر روی حالات جسمانی و البته رفتار است؛ نسبت به اینکه بخواهیم جسم را برای بوجود آوردن حالات احساسی خاص، در وضعیتی خاص قرار می دهیم.

در این نوع مدل سازی، فردی که می خواهد به ذهنیت یا نتیجه ای جسمانی در هنگام عمل یا تفکر نسبت به فرایندی دست یابد در ابتدا فرایند مورد نظر را بررسی کند و توانایی های در دسترس خود را نسبت به آن مورد ارزیابی قرار دهد. بعد از آن، فرد باید الگویی برای خود پیدا کند که قبلا در زمینه ای مشابه با فعالیت وی توانسته است موفق شود. سپس باید متوجه این موضوع باشد که الگویش نسبت به کاری که در آن موفق بوده است دارای چه نوع تفکری بوده است. همچنین نوع نگرش مدل یا الگو نسبت به کسب موفقیت و میزان تعهد وی نسبت به کسب پیروزی در کار مورد نظر باید مشخص شود. پس از انجام این مراحل، فرد مزبور مجموعه ای از استراتژی های ذهنی را در اختیار دارد که قبلا توسط فرد دیگری بکار گرفته شده است و متعاقبا نتیجه ای کارآمد را در پی داشته است.

اولین بار چنین تعریفی را ریچارد بندلر مطرح کرد که: هرگاه فردی از مغز خود به نحو خاصی در جهت رسیدن به هدفی استفاده کند؛ انسانی دیگر نیز اگر به همان گونه از مغز خود استفاده نماید به نتایجی مشابه با نتایج بدست آمده توسط الگو دست خواهد یافت.

در مدل سازی ذهنی، بیشتر توجه باید معطوف به الگوسازی استراتژی های ذهنی باشد که در نهایت، منجر به تولید رفتار می شود. از قبیل نگرش نسبت به فعالیتی خاص، اعتماد به نفس، نگرش نسبت به شکست، تعهد کاری، میزان مسئولیت پذیری و ...

آنچه ان ال پی را از رشته های دیگر متمایز می کند، تمرکز آن بر مدل سازی است.

بطور خلاصه، مدل سازی، کسب مجموعه ای از الگوها در ان ال پی است و نشانگر چگونگی استفاده ی انسان از تجربه ی افراد موفق یا همان الگوهاست برای رسیدن به پیشرفت.