کانون آموزش مراحل موفقیت

نقش تردیدها در زندگی ما
٢٠ آبان ۱۳٩٢ ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست دانیال روشن کردار | ( نظرات )

 

آیا تا به حال فکر کرده اید چرا زمانی که اندکی تردید به خود راه می دهیم گویی همه چیز در راهی دیگر می رود و گاهی راه اضافی طی می کنیم، اما زمانی که به افکار خود ایمان داریم همه چیز بخوبی پیش می رود.



واژه ایمان از مصدر " امن" گرفته شده، که به معنای امنیت و آسودگی خاطر است. اگر اندکی در زندگی روزمره خود دقت نماییم، می بینیم که آنچه خواسته ایم در زمان مناسب آماده فراهم شدن است اما درست موقعی که تردید ها در ما نفوذ می کنند ضمیرناخودآگاه ما مجبور می شود مسیر خود را کمی تغییر دهد و به تردید های ما پاسخ مناسب ارائه دهد. ولی با داشتن ایمان کامل و تمرکز روی خواسته مان تنها یک نیرو در جریان است و آن قدرت ناخودآگاه است که در حرکت و جریان برای دست یافتن به هدف است و در اندک زمانی شاهد آنچنان تغییرات در اطراف خود هستیم که باور کردن آن برای خودمان (خودآگاه مان ) نیز سخت است و همین طور برای اطرافیان ما که با دقت مراقب اعمال یک فرد آموزش دیده هستند زیرا ذهنی که آموزش لازم را ندیده باشد در اکثر موارد جنبه های منفی امور را جذب می کند و بر روی قوانین کائنات اسم های متفاوتی از قبیل شانس، تصادف و اتفاق را می گذارد.  اما بالعکس ذهن آموزش دیده و هدفمند بدون اتلاف وقت علی رغم همه موانع موجود به  پیش می رود و در سریع ترین زمان ممکن به خواسته ها جامعه عمل می پوشاند.

اما آیا تردید در وجود ما معنایی دارد؟ آیا بدون داشتن تردیدها همه چیز به نحوی مناسب پیش خواهد رفت. در واقع باید گفت که تمام احساسات ما در زندگی لازم و گاه ضروری هستند مانند ترس، اضطرارب و... حتی تردید. اما نحوه بکارگیری آنها بسیار مهم است.

اگر بتوانیم ضمیر ناخودآگاه را به مرد و ضمیر خودآگاه را به زن در یک خانواده تشبیه کنیم می بینیم که نیازهای یک خانواده توسط زن خانواده تشخیص داده می شود و این نیازها بصورت نوشته ای کاملاً واضح در اختیار مرد خانواده قرار داده می شود. همانطور که ما یاد گرفتیم  چطور واضح و هدفمند لیستی از اهدافمان را به صورت خودآگاه تهیه کنیم  و در اختیار ضمیر ناخودآگاه برای تهیه آنها قرار دهیم.

مرد خانواده با توانایی های متفاوت خود مسئول درآمد زایی و تهیه لیست های مورد نیاز خانه است و این کار را بدون هیچگونه تجزیه و تحلیل (در امور خانه ) انجام می دهد و به خوبی از پس آن بر آمده و گاه باعث تعجب خانم خانه     می شود.

و از سوی دیگر همانطور که توانایی های زن در ظرافت و ریز بینی است، ضمیر خودآگاه نیز می تواند با تجزیه و تحلیل بموقع اطلاعات تهیه شده، با تردیدهای بجا، محل مناسب را برای درج اطلاعات پیدا نماید و این به معنای تقسیم درست وظایف بر اساس توانایی های ذاتی می باشد.

هرچند مثال فوق نمی تواند صد در صد بجا باشد زیرا  خودآگاه ما حدود 3% و ناخودآگاه ما حدود  97% از ذهن ما را تشکیل می دهد ولی زن و مرد را نمی توان این چنین ارزیابی نمود.

ما با آموزش ها یاد می گیریم پس از هدف سازی، ابتدا خواسته مان را دریافت کنیم (عملکرد نیمه راست مغز ) و سپس تصمیم بگیریم تردیدهایمان را درست بکار برده (عملکرد نیمه چپ مغز )، اطلاعات را طوری در گوشه مناسب زندگی مان قرار دهیم تا با چشم اندازمان در آینده تناسب داشته باشد.

برای روشن تر شدن مطلب باید بگوییم پس از درخواست، در زمان دریافت باید کاملاً خنثی باشیم و قضاوت نکنیم تا ضمیر ناخودآگاه ما بتواند توانایی های خود را کاملاً بروز دهد.

اگر در زندگی هنرمندان نیز دقت نمایید می بینید که در زمان خلق اثر هنری کاملاً خنثی بوده اند (عملکرد نیمه راست) و پس از خلق اثر،  ایرادات آنرا را بر طرف می کنند (عملکرد نیمه چپ)،  بطوری که کلیت اثر سر جای خود محفوظ می ماند.

نتیجه اینکه ما می توانیم با شناخت ذهن خود، از شاهکار ضمیر ناخودآگاه و ظرافت بی نظیر خودآگاه  لذت ببریم و با ایجاد هماهنگی بین آنها، دائماً در مسیر خلق آثار بهتری باشیم.

با آرزوی موفقیت در خلق بهترین اثر زندگی تان

کانون